قربان کندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قربان کندی . [ ق ُ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آواجیق بخش حومه ٔ شهرستان ماکو واقع در ٢٦ هزارگزی شمال باختری ماکو و ٣ هزارگزی خاور راه ارابه رو قزل بلاغ . موقع جغرافیایی آن کوهستانی سردسیر سالم است . سکنه ٔ آن ١٧٣ تن است . آب آن از چشمه و محصول آن جزئی غلات و شغل اهالی گله داری و صنایع دستی اهالی جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. این ده ییلاق ایل جلالی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قربان کندی . [ ق ُ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در ٤١ هزارگزی باختر مرکز بخش و ٣٥ هزارگزی خط آهن مراغه به میانه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی معتدل . سکنه ٔ آن ٧٨ تن است . آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
قربان کندی . [ ق ُ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ٣٣ هزارگزی جنوب مراغه و ٨٥٠٠ گزی خاور شوسه ٔ مراغه به میاندوآب . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مالاریائی است . سکنه ٔ آن ٥٠ تن است . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، چغندرو شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).