قرب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) نزدیک شدن. ۲- (اِمص.) نزدیکی.مترادفها و واژههای مرتبطبها، قدر، مرتبه، منزلتجوار، نزدیکیخویشاوندی، خویش، قرابتواژه قبلی: قراینواژه بعدی: قربان