قرطمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرطمی . [ ق ِ طِ ] (ص نسبی ) نسبت است به قرطم . (انساب سمعانی ). رجوع به قرطم شود.
قرطمی . [ ق ِ طِ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن عمرو، مکنی به ابومسلم یا ابومحمد. از مردم اصفهان و از محدثان است . وی ازعبداﷲبن محمدبن نعمان و ابوطالب بن سوادة روایت کند و ابوبکر احمدبن موسی حافظ از او روایت دارد. او در ذی حجه ٔ سال ٣٤٨ هَ .ق . وفات یافت . (انساب سمعانی ).
قرطمی . [ ق ِ طِ ] (اِخ ) محمدبن عمروبن یحیی، معروف به ابن شمسا. از مردم اصفهان و از محدثان است . وی از یحیی بن عثمان روایت کند و سلیمان بن احمدبن ایوب طبرانی از او روایت دارد. (انساب سمعانی ).