قرقار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرقار. [ ق َ ] (ع اِ) بانگ شتر و کبوتر. ◄ اسم است قرقرة را. ◄ نوعی از آوند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
قرقار. [ ق َ قا رِ] (ع اِ فعل ) آواز بکن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). اسم فعل است بمعنی امر، و آن شاذ است، چه از رباعی مجرد بنا شده است . (اقرب الموارد). و این کلمه معدول از قرقر بمعنی صوت است، و از رباعی جز لفظ قرقار وعرعار لفظ دیگری معدول نشده است . (از منتهی الارب ).