قرقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرقر. [ ق ُ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چادگان بخش داران شهرستان فریدن واقع در ٢٠٠٠٠ گزی جنوب خاور داران و٧٠٠٠ هزارگزی راه داران به سمندگان . موقع جغرافیایی آن کوهستانی، هوای آن معتدل . ٢٧١ تن سکنه دارد. محصول آن غلات آبی و دیمی، کتیرا و شغل اهالی زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
قرقر. [ ق َ ق َ ] (ع اِ) پشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ظَهْر. (اقرب الموارد). ◄ زمین هموار پست . ◄ پوشش زنان . ◄ ناحیه های سواد شهر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (ص ) تابان لغزان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). القاع الاملس . (اقرب الموارد).
قرقر. [ ق ُ ق ُ ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی