قرقری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرقری . [ ق ُ ق ُ ] (اِخ ) عبدالواحدبن حسین بن عمر، مکنی به ابوطاهر.از شیعیان بغداد و صحیح السماع است . ولادت وی به سال ٤٤٩ هَ .ق . به بغداد اتفاق افتاد. (انساب سمعانی ).
قرقری . [ ق ُ ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قرقر که یکی از اجداد ابوطاهر عبدالواحدبن حسین بن عمربن قرقر بود. (انساب سمعانی ).
قرقری . [ ق ِ ق ِرْ را ] (ع اِ) پشت . (اقرب الموارد). قِرْقِرّی (به تخفیف یاء). (منتهی الارب ). قَرْقَر. رجوع به قرقر شود.