قرقس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرقس . [ ق َ ق َ ] (ع اِ) گوشتی است همچون عصب که در دهان رحم روید، به تابستان دراز و به زمستان کوتاه شود. (بحر الجواهر).
قرقس . [ ق ِ ق ِ ] (معرب، اِ) گِلی است که بدان مهر کنند، و به فارسی جِرْجِشت گویند. (المعرب جوالیقی ص ٢٧٠).
قرقس . [ ق ِ ق ِ ] (ع اِ) پشه ریزه . (منتهی الارب ). چیزی است پشه مانند که بدان جرجس گویند. (اقرب الموارد).