قرمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرمان . [ ق َ ] (اِخ ) اقلیمی است در روم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و گاه قَرَمان خوانده شود.(اقرب الموارد). شهری است در ترکیه . نام قدیم آن لارندا است . این شهر در جنوب شرقی قونیه در فاصله ٔ ٥٧٠٠٠ گزی آن قرار گرفته و خاندان قرمان اغلو در قرن چهاردهم م . آن را پایتخت خود گردانیدند. (ذیل المنجد).
قرمان . [ ق ِ ] (اِخ ) معرب کرمان . رجوع به کرمان شود.
قرمان . [ ق َ رَ ] (ع مص ) نخست گیاه خوردن گرفتن ستور. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ به ضعف و سستی خوردن . (منتهی الارب ). الاکل الضعیف . (اقرب الموارد).