قرنین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرنین . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از قصبه ٔ نیشک از نواحی سجستان . احمدبن سهل بلخی گوید: آن شهر کوچکی است و دارای ده هاست، در طرف چپ کسی واقع شود که به بُست رود، و مسافت آن از سرور دو فرسنگ است . صفاریان که بر فارس و خراسان و سجستان و کرمان غلبه کردند از این شهرند. (معجم البلدان ).
قرنین . [ ق َ ن َ ] (اِخ )جایی است در بالاترین نقطه ٔ وادی دولان از ناحیه ٔ مدینه که بدان ذات القرنین نیز گویند. (معجم البلدان ).
قرنین . [ ق َ ن َ ] (اِخ ) (ذوالَ ...) رجوع به ذوالقرنین شود. لقب اسکندر است .