قره آغاجلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره آغاجلو. [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد واقع در ١٥ هزارگزی جنوب آغ کند و ١١٥٠٠ گزی شوسه ٔ میانه به زنجان . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن ١١٤ تن . آب آن از دو رشته چشمه و محصولات آن غلات و حبوبات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره آغاجلو. [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان انگوت بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در ٤٠ هزارگزی جنوب باختر گرمی و ٢٠ هزارگزی شوسه ٔ گرمی به اردبیل . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و گرمسیر است . سکنه ٔ آن ٢٩٨ تن . آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . در دو محل نزدیک هم به نام قره آغاجلوی بالا و پایین مشهور، و سکنه ٔ قره آغاجلوی بالا ١١٥ نفر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره آغاجلو. [ ق َ رَ ] (اِخ )دهی جزء دهستان یافت بخش هوراند شهرستان اهر واقع در ١٦٥٠٠ گزی جنوب خاوری هوراند و ٢٦٥٠٠ گزی شوسه ٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی مایل به گرمی مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٥٦٧ تن است . آب آن از رودخانه ٔ قره سو و چشمه و محصولات آن غلات، برنج، پنبه، انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان فرش و گلیم بافی است . راه مالرو دارد. اینجا محل سکنای ایل حسینکلو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).