قره بلاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره بلاغ . [ ق َ رَ ب ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان پشت آربابا از بخش بانه ٔشهرستان سقز واقع در ٦ هزارگزی جنوب باختر بانه . سکنه ٔ آن ٣٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قره بلاغ . [ق َ رَ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهرویران بخش حومه ٔشهرستان مهاباد واقع در ١١٥٠٠ گزی خاور مهاباد و ١٠هزارگزی خاور شوسه ٔ مهاباد به میاندوآب . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل سالم است . سکنه ٔ آن ٧١ تن .آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی آنجا جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره بلاغ . [ ق َ رَ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاردولی بخش اسدآباد شهرستان همدان . واقع در ١٦ هزارگزی شمال باختراسدآباد و ٩ هزارگزی جنوب باختر چنارعباسخان . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن ٤١٨ تن . آب آن از چشمه و محصولات آن غلات، لبنیات، و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).