قره دده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره دده . [ ق َ رَ دَ دَ ] (اِخ ) کمال الدین دده خلیفه، معروف به قره دده یا دده جونکی . از دانشمندان است . وی در اماسیه از شهرهای آناطول پرورش یافت و در آغاز دباغی میکرد، سپس به درس و تحصیل همت گماشت و چیزی نگذشت که برای تدریس در مدرسه ٔ بایزید در بروسه به سال ٩٣٥ هَ . ق . دعوت شد و سپس به سال ٩٥٠ به مدرسه ٔ مرزیفون منتقل شد و مفتی دیاربکر و مدرس مدرسه ٔ خسروپاشا در آنجا گردید و از آنجا به حلب و کفه منتقل شد و به سال ٩٦٢استعفا کرد و به شهر بروسه برگشت و به سال ٩٧٥ هَ .ق . در همان شهر وفات یافت . او راست : حاشیه بر شرح سعدالدین تفتازانی بر تصریف عزی از ابوالفضائل ابراهیم بن عمادالدین معروف به زنجانی . این کتاب در بولاق به سال ١٢٥٥ هَ . ق . و در آستانه به سال ١٢٨٨ هَ . ق . چاپ شده است . (معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١٥٠٥، ١٥٠٧).