قره سو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره سو. [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان کبودگنبد بخش کلات شهرستان دره گز واقع در ١٢ هزارگزی جنوب خاوری کبودگنبد. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است . سکنه ٔ آن ١٥٨ تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قره سو. [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان راه جرد بخش دستجرد شهرستان قم واقع در ٢٥ هزارگزی جنوب خاوری دستجرد و ٢ هزارگزی جنوب شوسه ٔ اراک به قم . موقع جغرافیایی آن دامنه و سردسیر است . سکنه ٔ آن ١٨٠ نفر آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت است . راه فرعی به راه شوسه دارد. مزرعه ٔ قورقور جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
قره سو. [ ق َ رَ ] (اِخ ) (رود...) یا زرینه رود. از الوند سرچشمه میگیرد. کوه الوندمرکب از توده هایی است که بین آنها دره هائی واقع شده و در هر یک چشمه های فراوان دیده میشود. تمام این جویبارها در جلگه به هم ملحق و آبهای شمالی به هم متصل شده تشکیل زرینه رود یا قره سو را میدهند. سد مشهور ساوه که اکنون خراب است بر روی قره سو بوده است . (جغرافیای سیاسی کیهان ص ٣٨٠، ٣٨٧، ٣٩٤، ٣٩٧). رود قره سو یازرینه رود در شمال قم از مغرب به مشرق جاری است و رود اناریار که از خوانسار سرچشمه میگیرد و از جنوب به شمال جاری است از شهر قم گذشته به آن ملحق میشود و شعب دیگر نیز از کوههای خلجستان بدان متصل میگردد.