قره قباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره قباد. [ ق َ رَ ق ُ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین واقع در ١٧ هزارگزی باختر آبیک و ٩ هزارگزی راه عمومی . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن ٣٣٣ تن . آب آن از دو رشته قنات و محصول آن غلات و چغندرقند. شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد، و از طریق کاظم بیکی میتوان ماشین برد. این ده برج خرابه ٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
قره قباد. [ ق َ رَ ق ُ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان افشاریه ٔ ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران واقع در ٣٠ هزارگزی باختر کرج و ٩ هزارگزی راه شوسه ٔ کرج به قزوین . موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است . سکنه ٔ آن ١٦٢ تن . آب آن از قنات و رودخانه ٔ کردان و محصول آن غلات، بنشن، صیفی، چغندرقند، لبنیات و مختصر انگور. شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد، و از طریق نیکی امام ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).