قره قشلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره قشلاق . [ ق َ رَ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان لکستان بخش سلماس شهرستان خوی واقع در ١٩ هزارگزی خاور سلماس و ٤٥٠٠ گزی جنوب شوسه ٔ سلماس به طسوج . موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ١٤٠٠ تن . آب آن از رودخانه ٔ زولاوچمن و محصول آن غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره قشلاق . [ ق َ رَ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهرویران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع در ٢٤٥٠٠ گزی شمال مهاباد و ٥ هزارگزی خاور شوسه ٔ مهاباد به ارومیه . موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٧٥٣ تن . آب آن از رودخانه ٔ مهاباد و محصول آن غلات، توتون، چغندرقند، حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره قشلاق . [ ق َ رَ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه واقع در ٣٤هزارگزی شمال باختری میاندوآب و ٨ هزارگزی باختر راه ارابه رو میاندوآب به بناب . موقع جغرافیایی آن جلگه و باطلاق و هوای آن معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٣١٣ تن . آب آن از زرینه رود و چاه و محصول آن غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).