قره قویون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره قویون . [ ق َ رَ ق ُ یُن ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان ارسکنار بخش پلدشت شهرستان ماکو واقع در ٣٦ هزارگزی شمال باختری پلدشت و ٥٠٠ گزی شمال راه ارابه رو آق گلی . موقع جغرافیایی آن جلگه ٔ باطلاق گرمسیر مالاریایی است . سکنه ٔ آن ١١٢ تن . آب آن از قره سوو محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایعدستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. این ده قشلاق ایل جلالی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره قویون . [ ق َ رَ ق ُ یُن ْ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای سه گانه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان ماکو در جنوب خاوری بخش ساری . حدود آن : از شمال به دهستان چای باسار و ساری سوباسار، از جنوب به چای پاره، از خاور به گچلرات، از باختر به به به جیک . قسمت شمالی و خاوری آن تقریباً جلگه و مالاریایی و قسمت جنوبی و باختری آن کوهستانی معتدل و ازحیث آب نسبت به دهستانهای دیگر بخش در مضیقه میباشد، و اجباراً به وسیله ٔ حوضچه هایی که از آب قنات و چشمه و برخی از آب باران و برف تهیه و پر مینمایند و به مصرف زراعتی میرسانند، و این عمل باعث تولید پشه ٔ مالاریا در این دهستان گردیده است . صنایع دستی آنان جوراب بافی و محصول عمده ٔ آن غلات، کشمش و در بعضی از قُرا پنبه کاری نیز معمول است . دهستان قره قویون از ٤٦ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمیع نفوس آن در حدود ٩٥٢٠ نفر و قراء مهمش شاه بلاغی، موخور، فیشل، صوفی، تازه کند (مرکز دهستان ) است . راههای عمده ٔ این دهستان راه شوسه ٔ ماکو به خوی میباشد که از شمال باختری به جنوب خاوری دهستان ادامه دارد. نام دهستان به نام طایفه ٔ ساکنین فعلی (قره قویون )معروف گردیده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).