قره ناز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره ناز. [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ١٤٥٠٠ گزی جنوب مراغه و ٥ هزارگزی خاور شوسه ٔ مراغه به میاندوآب . موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٣٢٥ تن . آب آن از رودخانه ؤ مردی و محصول آن غلات، کشمش، بادام، زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. دو محل به فاصله ٔ ١٥٠٠ گزبه نام قره ناز بالا و پائین مشهور است . سکنه قره ناز بالا ٢١٦ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره ناز. [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه واقع در ١٧ هزارگزی شمال خاوری تکاب و ١١ هزارگزی خاور ارابه رو احمدآباد به تکاب . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل سالم است . سکنه ٔ آن ٢٥٦ نفر است . آب آن از چشمه سارها تأمین میشود. محصول آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره ناز. [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان گچلرات بخش پلدشت شهرستان ماکو واقع در ٦٢ هزارگزی جنوب خاوری پلدشت و ٧ هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو مراکند. موقع جغرافیایی آن مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٦٥ تن . آب آن از آقچای و محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).