قره چای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره چای . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان واقع در ١٠٠٠٠ گزی جنوب رامیان . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن ٨٥ تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، ابریشم . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های نخی، ابریشمی، شال است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
قره چای . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان کسبایر بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد واقع در ٣ هزارگزی خاورمالرو عمومی بجنورد به شقان . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن ٥٨ تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، بنشن، میوه جات . شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قره چای . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد واقع در ١١هزارگزی جنوب خاوری مانه و ٤ هزارگزی خاور مالرو عمومی بجنورد به محمدآباد. موقع جغرافیایی آن دامنه و گرمسیر است . سکنه ٢٢٩ تن . آب آن از رودخانه و چشمه ومحصول آن غلات، پنبه . شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).