قره کهریز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره کهریز. [ ق َرَ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ١٢ هزارگزی شمال الیگودرز و ١١ هزارگزی شمال خاوری شوسه ٔ الیگودرز به ازنا. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن ١٢٦٨ تن . آب آن از قنات و چاه و محصول آن غلات و لبنیات و چغندر و پنبه . شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
قره کهریز. [ ق َ رَ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان قره قویون بخش حومه ٔ شهرستان ماکو واقع در ٣٥ هزارگزی جنوب خاوری ماکو و ٣٥٠٠ گزی باختر راه ارابه رو صوفی به شوط. موقع جغرافیایی آن دامنه و معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٢٧ تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و انگور و پنبه و کشمش . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. یک اوجاق در ٣ هزارگزی باختر ده به نام امام حاجی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره کهریز. [ ق َ رَ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چایپاره ٔ بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی واقع در ١١٥٠٠ گزی جنوب باختری قره ضیاءالدین و ٣٥٠٠ گزی جنوب راه ارابه رو تورول به بسطام . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل و مالاریایی است . سکنه ٔ آن ١٧٠ تن . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. دو محل نزدیک هم به نام قره کهریز بالا وپایین مشهور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).