قره گول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره گول . [ ق َ رَ گُل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان قطور بخش حومه ٔ شهرستان خوی واقع در ٣٠ هزارگزی جنوب باختری خوی و ٧٥٠٠ گزی جنوب راه ارابه رو خوی به قطور. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است . سکنه ٔ آن ٣٥ تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. ساکنین آن از ایل شکاک میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره گول . [ ق َ رَ گُل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ٤٧ هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ٤ هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو میاندوآب به شاهین دژ. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٢٣٩ تن . آب آن از رودخانه ٔ لیلان و محصول آن غلات و نخود. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قره گول . [ ق َ رَگُل ْ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر واقع در ٣١ هزارگزی شمال خیاو و ١٢٠ هزارگزی شوسه ٔ گرمی به اردبیل . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است . سکنه ٔ آن ٨٠ تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).