قره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قره . [ ق َ رَه ْ ] (ع اِمص ) چرکینی اندام مانند قلح و زردی دندان . ◄ (مص ) زرد و چرکین اندام گردیدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ داغ داغ شدن پوست از بسیاری اَدَرْفَن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ سیاه شدن اندام یا برکنده شدن پوست اندام از سختی ضرب . (آنندراج ).
قره . [ ق ُرْ رَ / رِ ] (اِ) قره که رمّالان زنند : صیدی چنین که گفتم وِاقبال صیدگه را شعری زننده قره سعدالسعود فالش . خاقانی (از آنندراج از غوامض سخن ).