قرواح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرواح . [ ق ِرْ ] (ع ص، اِ) ماده شتر درازپای . ◄ شتری که چون با شتران کلانسال باشد آب نخورد و با شتران ریزه آب بخورد. ◄ زمین گشاده ٔ آفتاب رویه . ◄ زمینی که خاص برای زراعت و نشاندن اشجار باشد. قریاح نیز به همین معنی است . ◄ خرمابن بلندبالای تابان هموار. (منتهی الارب ). النخلة الطویلة الملساء. (اقرب الموارد). ج، قراویح . اصمعی گوید: اعرابی را گفتم قرواح چیست، گفت : التی کأنها تمشی علی ارماح . (منتهی الارب ).