قروقر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ رُّ قُ) (اِصت. مر.) تندر، آسمان غرنبه.واژه قبلی: قروضواژه بعدی: قرون