قریب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننزدیک به، نزدیک، خویشاوند، خویش، خارجی، بیگانه، اجنبیمترادفها و واژههای مرتبطحدودپیش، مجاور، نزد، نزدیکخویش، خویشاوند، قوم، وابسته ≠ بعیدواژه قبلی: قرون وسطیواژه بعدی: قریب الوقوع