قریه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ یِ) [ ع. قریه ] (اِ.) ۱- ده، دهکده. ۲- شهر. ج. قری.مترادفها و واژههای مرتبطآبادی، ده، دهات، دهکده، دیه، رستاق، روستا، قصبهواژه قبلی: قرینهواژه بعدی: قز