واژه جو

قر

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(قِ) (اِ.) (عا.) ادا و اطوار، پیچ و تابی که به بدن می‌دهند. ؛ ~ کمر انداختن کمر خود را با حرکات عشوه آمیز تکان دادن.

(قُ) (ص.) کسی که ورم بیضه دارد.

(~.) (ص.) (عا.) فرو رفته.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی قر | واژه جو