واژه جو

قشا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قشا. [ ق َ ] (ع اِ) آب دهن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قُشاء شود. ◄ پوست درخت . (بحر الجواهر). قِشاء. (بحر الجواهر). رجوع به قِشاء شود.

معنی قشا | واژه جو