قشر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قِ) [ ع. ] (اِ.) پوست. ج. قشور.مترادفها و واژههای مرتبطبستر، بنلاد، پوست، پوسته، پوشش، جلباب، طبقه، لایه، ورقهواژه قبلی: قسیمواژه بعدی: قشری