قضاقض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قضاقض . [ ق ُ ق ِ ] (ع ص، اِ) قَضْقاض . (منتهی الارب ). رجوع به قضقاض شود. ◄ اسد قضاقض و قضقاض ؛ شیر شکننده صید را. ◄ شیر. ◄ زمین هموار. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قضاقض . [ ق ُ ق ِ ] (ع ص، اِ) قَضْقاض . (منتهی الارب ). رجوع به قضقاض شود. ◄ اسد قضاقض و قضقاض ؛ شیر شکننده صید را. ◄ شیر. ◄ زمین هموار. (منتهی الارب ).