قضاوت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانداوری کردن، داورزیدنواژه قبلی: قضاوتواژه بعدی: قضاوت کننده