قضین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قضین . [ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قِضَة. (معجم البلدان ) (منتهی الارب ). رجوع به قضة شود.
قضین . [ ق ِ ] (اِخ ) (ذو...) نام وادیی است، و در اشعار امیه از آن یاد شده است . سیرافی آن را به فتح و کسر قاف ضبط کرده و گوید: جایی است که در آن قضه روید. (معجم البلدان ).