قطاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قُ طّ) (اِ.) نوعی شیرینی که از آرد و شکر و روغن و گلاب و مغز پسته درست شود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قُ طّ) (اِ.) نوعی شیرینی که از آرد و شکر و روغن و گلاب و مغز پسته درست شود.
(قِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آمیختگی. ۲- گریبان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطاب . [ ق ِ ] (ع اِمص ) مزاج و آمیختگی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): قطبت الخمر؛ مزجته . (معجم البلدان ). ◄ (اِ) مجمع گریبان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): «ادخلت یدی فی قطاب جیبه »، و قیل قطاب الجیب اسفله . (اقرب الموارد). ◄ ج ِ قُطْبة، چون بِرام ج ِ بُرْمة. ◄ گیاهی است چون خارخسک . (معجم البلدان ). رجوع به قُطْب شود.
قطاب . [ ق ُ / ق ُطْ طا ] (اِ) قسمی از نان روغنی به شکل سنبوسه . (ناظم الاطباء). غیاث اللغات از آئین اکبری نقل کند که قطاب به ضم اول نوعی از سنبوسه است .
قطاب . [ ق ِ ] (اِخ ) نام موضعی است، و در اشعار راعی از آن یاد شده است . (معجم البلدان ).