قطاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطاری . [ ق ُ ری ی ] (ع ص، اِ) مار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ): حیة قطاری، بضم ؛ مار سیاه که در تنه ٔ درخت جای گیرد، یا مار که زهر وی از دهنش بچکد جهت فزونی . (منتهی الارب ). رجوع به قطاریة شود.
قطاری . [ ق ُ ری ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قُطارة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قطارة شود.