واژه جو

قطانقانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قطانقانی . [ ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قُطانقان . (اللباب ). رجوع به قطانقان شود.

قطانقانی . [ ق ُ ](اِخ ) شادی بن علی . از راویان است . وی از عبداﷲبن عثمان و حامدبن آدم و جز ایشان روایت کند. (اللباب ).

معنی قطانقانی | واژه جو