قطان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطان . [ ق َطْ طا ] (اِخ ) احمدبن محمدبن احمد. از علمای عامه است . (ریحانة الادب ).
قطان . [ ق َطْ طا ] (اِخ ) احمدبن حسن . از محدثان مشایخ شیخ صدوق است . (ریحانة الادب ).
قطان . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان سراجو از بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ٣٣٥٠٠ گزی جنوب خاوری مراغه و ١١٠٠٠ گزی جنوب شوسه ٔ مراغه به سراسکند. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن ١٠١ تن میباشد. آب آن از رودخانه ٔ لیلان و چشمه و محصول آن غلات، نخودو شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).