قطرب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطرب . [ ق ُ رُ ] (ع اِ) دزد. (منتهی الارب ). دزد ماهر در دزدی . (اقرب الموارد). ◄ موش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ گرگ . (منتهی الارب ). گرگ موی ریخته . ◄ سگ کوچک . ◄ غول نر. ◄ صرع زده . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ نوعی از مالیخولیا. (منتهی الارب ). مرضی است از امراض دماغ، و آن را قطرب نامند زیرا که مریض چون قطرب در بستر خود استقرار نگیرد. (اقرب الموارد). ◄ سنگریزه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ دیوان و پریان خرد. ◄ (ص ) سبک و چست . ◄ ترسو. ◄ (اِ) مرغی است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ جانورکی که همه ٔ روز در تکاپو باشد و ساعتی نیارامد. (منتهی الارب ). و حریف ادریسی گوید: جانورکی است که شب روشنی دهد همچون شعله ٔ آتش . ◄ گیاهی است خاردار که دانه ای دارد چون گندم که به هرکس از پهلوی آن عبور کند میچسبد. (اقرب الموارد).
قطرب . [ ق ُ رُ ] (اِخ ) لقب محمدبن مستنیر، شاگرد سیبویه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). او را قطرب خوانند زیرا بامدادان بر سیبویه وارد میگردید و هرگاه که سیبویه در خانه را میگشود وی را پشت در مشاهده میکرد و ازاینرو به وی گفت : ما انت الا قطرب لیل . (منتهی الارب ). محمدبن مستنیربن احمد بصری نحوی لغوی، مکنی به ابوعلی، از مشاهیر دانشمندان ادب و نحو و لغت است . وی از ادبای مجلس ابودلف عجلی و معلم فرزندان وی بوده است . ادب را از سیبویه و دیگر علمای بصره فراگرفت . او راست : ١- الاصوات و الاضداد و اعراب القرآن و الرد علی الملحدین و العلل فی النحو و غریب الحدیث در شش جلد. ٢-الفرق و القوافی و المثلثات و مجازات القرآن و معانی القرآن و النوادر در شش جلد. این اشعار از اوست : ان کنت لست معی فالذکر منک معی یراک قلبی اذاما غبت عن بصری و العین تبصر من تهوی و تفقده و باطن القلب لایخلو من النظر. وی به سال ٢٠٦ هَ . ق . در بغداد درگذشت . (تاریخ بغداد) (ابن خلکان ) (روضات ) (ریحانة الادب ). قطرب معلم فرزندان ابودلف قاسم بن عیسی بود و پس از وی فرزندش حسین بن قطرب به معلمی آنان برگزیده شد. (معجم المطبوعات از الفهرست ). او راست : ١- الارجوزة القطربیة، و این منظومه ای است در شصت واندی بیت مشتمل بر الفاظی که معانی آنها به اختلاف حرکات آنها مختلف میشود و چنین آغاز میگردد: یا مولعاًبالغضب و الهجر و التجنب . ٢- المثلث در لغت، این کتاب به کوشش استاد دیلمار در مربورگ به سال ١٨٥٧ م . به چاپ رسیده و ارجوزة با شرح آن از بعض ادباء در الجزایر به سال ١٣٢٥ هَ . ق . طبع شده است . ٣- هذا ما قال قطرب فی کتاب ما خالف فیه الانسان البهیمیة الوحوش و صفاتها، این کتاب به کوشش استاد جابر با کتاب اسماءالوحوش اصمعی در وین به سال ١٨٨٨ م . چاپ شده . (معجم المطبوعات ).