قطع کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- بریدن.<BR>۲- مسافت طی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- بریدن. ۲- مسافت طی کردن.
مترادف و متضاد واژهدان
برشدادن، بریدن گسستن، گسیختن موقوف کردن تقطیع (متضاد: وصل کردن)
واژگان فارسی سره واژهدان
گسلاندن، رهاکردن، بریدن