قطع کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- بریدن. ۲- مسافت طی کردن.مترادفها و واژههای مرتبطبرشدادن، بریدنگسستن، گسیختنموقوف کردنواژه قبلی: قطع طریقواژه بعدی: قطعات