قطع کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگسلاندن، رهاکردن، بریدنمترادفها و واژههای مرتبطبرشدادن، بریدنگسستن، گسیختنموقوف کردنواژه قبلی: قطع درختانواژه بعدی: قطعا