قطعات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطعات . [ ق ُ طُ ] (ع اِ) (... الشجرة) کرانهای گره درخت که بعدِ بریدن از آن بیرون آید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و به این معنی به فتح طاء نیز آمده . (منتهی الارب ). ◄ ج ِ قطیع، و آن شاخی است که از آن تیر سازند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قطیع شود.
قطعات . [ ق َ طَ ] (اِخ )دهی از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ٥٠ هزارگزی شمال باختری الیگودرز و ١٣ هزارگزی باختر شوسه ٔ شاه زند به ازنا. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است . ٨٣ تن سکنه دارد. آب آن از چاه و قنات و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
قطعات . [ ق َ طَ ] (اِخ ) دهی از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در ٢٨٠٠٠ گزی جنوب باختری سراسکند و ١٥٠٠٠ گزی خط آهن مراغه به میانه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است . ١٩٧ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).