قطل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطل . [ق َ ] (ع مص ) بریدن . (منتهی الارب ). قطع کردن . (اقرب الموارد): قطل عنقه ؛ زد گردن او را. (منتهی الارب ).
قطل . [ ق ُ طُ ] (ع ص ) بریده . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ): جذع قطل ؛ تنه ٔ بریده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قطیل شود.