قطمیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطمیر. [ ق ِ ] (اِخ ) نام سگ بلعم باعور. (یادداشت مؤلف ). نام سگ اصحاب کهف، و نزد ابن کثیر نام آن قطمور است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : از مایه ٔ بیچارگی قطمیر مردم میشود ماخولیای مهتری سگ میکند بلعام را. سعدی . رجوع به اصحاب کهف شود.
قطمیر. [ ق ِ ] (ع اِ) شکاف هسته ٔ خرما، و پوست آن، و پوستک دانه ٔ خرما که میان دانه و خرما باشد، یا نکته ٔ سپید بر پشت دانه که خرما از وی روید. (منتهی الارب ). شق النواة، و قیل القشرة التی علیها، و قیل القشرة الرقیقة بین النواة و التمره، وقیل النکتة البیضاء فی ظهرها. (اقرب الموارد). قطمار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ در اصطلاح محاسبان شش ذره است که آن سدس نقیر است و نقیر سدس فتیل و فتیل سدس فلس و فلس یک جزو از دوازده جزو خردل و خردل سدس حبه و حبه ربع طسوج و طسوج ربع دانگ و دانگ سدس درهم میباشد. (آنندراج ) (فرهنگ وصاف ).