قطوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطوانی . [ ق َ طَ ](اِخ ) محمدبن ایوب، مکنی به ابومحمد. از مفتیان و واعظان و مفسران است . وفات وی به سال ٥٠٦ هَ . ق . اتفاق افتاد. او از قطوان سمرقند است . (معجم البلدان ).
قطوانی . [ق َ طَ ] (ص نسبی ) نسبت است به قطوان کوفه . (معجم البلدان ). رجوع به قطوان شود. ◄ نسبت است به قطوان سمرقند. (معجم البلدان ). رجوع به قطوان شود.
قطوانی . [ ق َ طَ ] (اِخ ) ابومحمدبن محمد ایوب، واعظ و مفسر بود و به سال ٥٠٦ هَ . ق . درگذشت . وی به قطوان سمرقند منسوب است، و مردم آن طاء را ساکن خوانند. (اللباب ).