قلاش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ لّ) [ تر. ] (ص.) کلاش. ۱- بیکاره، ولگرد. ۲- باده پرست، مفلس. ۳- حیله گر.مترادفها و واژههای مرتبطرند، عیار، لاابالیدغل، کلاشخراباتی، شرابخواره، میخوارهواژه قبلی: قلاسنگواژه بعدی: قلاشی