قلب شناسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلب شناسی . [ ق َ ش ِ ] (حامص مرکب ) عمل قلب شناس : گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود؟ حافظ. رجوع به قلب شناس شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلب شناسی . [ ق َ ش ِ ] (حامص مرکب ) عمل قلب شناس : گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود؟ حافظ. رجوع به قلب شناس شود.