قلبین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلبین .[ ق َ ب َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ قلب در حالت نصبی و جری . - ذوالقلبین ؛ لقب جمیل بن معمر است، و درباره ٔ وی این آیه نازل شد: ماجعل اﷲ لرجل من قلبین فی جوفه . (قرآن ٤/٣٣). رجوع به ذوالقلبین شود.
قلبین . [ ق ُ ب َ ] (اِخ ) دهی است به دمشق . و گاهی باء آن را کسره دهند. (منتهی الارب ).