قلعه دختر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلعه دختر. [ ق َ ع َ دُ ت َ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، واقع در ١٥هزارگزی جنوب باختری فریمان و سر راه مالرو عمومی فریمان به پاقلعه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن ٢٠٢ تن، آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قلعه دختر. [ ق َ ع َ دُ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زهان بخش قاین شهرستان بیرجند، واقع در ٤١هزارگزی جنوب خاوری قاین موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن ١٣٠ تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات، زعفران و شغل اهالی زراعت و مالداری است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قلعه دختر. [ ق َ ع َ دُ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقع در ١٩هزارگزی جنوب درمیان و ٤هزارگزی خاور مالرو عمومی درمیان به سربیشه . موقع جغرافیایی آن دامنه و معتدل است . سکنه ٔ آن ٥٩ تن، آب آن ازقنات و محصول آن غلات، چغندر و شغل اهالی زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).