قلعه سر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلعه سر. [ ق َ ع َس َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلماس شهرستان خوی، واقع در ٧هزارگزی خاور سلماس و ٣٥٠٠گزی شمال شوسه ٔ سلماس به ارومیّه . موقع آن جلگه و معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ١٢٨ تن است . آب آن از رودخانه ٔ زولا و چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، بزرک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم و جوراب بافی است . راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قلعه سر. [ ق َ ع َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نشتا شهرستان شهسوار، واقع در ١٥٥٠٠گزی جنوب خاوری شهسوار و ٢٠٠٠گزی جنوب شوسه ٔ شهسوار به چالوس . موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن معتدل و مرطوب مالاریایی است . سکنه ٔ آن ١١٠ تن است . آب آن از آزاررود و محصول آن برنج، مرکبات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. آثار و ابنیه ٔ باستانی روی تپه های مجاور آبادی وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
قلعه سر. [ ق َ ع َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان دورود بخش مرکزی شهرستان ساری، واقع در٩٠٠٠گزی جنوب نکا. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن معتدل و مرطوب مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٨١٠ تن است . آب آن از رودخانه ٔ نکا و محصول آن برنج، پنبه، غلات، حبوبات، کنجد، ابریشم و شغل اهالی زراعت وصنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و نخی است .سکنه ٔ آن در قراء اومال و بریجان برنج کاری مینماید.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).