قلفتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلفتی . [ ق ِ ل ِ ] (ص، ق ) رجوع به غِلِفْتی شود. - پوست را قلفتی از بدن کندن ؛ یک تکه بدون آنکه پاره و سوراخ شود. - قلفتی زدن ؛ در تداول، به فریب چیز بدی را بجای چیزی نیک به کسی دادن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به غلفتی زدن شود.