قلقل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلقل . [ ق ِ ق َ ] (ع اِ) نام درخت انار صحرایی است و آن را قلاقل و قلقلان هم میگویند. (برهان ).
قلقل . [ ق ُ ق ُ ] (ع ص ) مرد سبک روح و ظریف را گویند. (برهان ). مرد چست سبک روح . (منتهی الارب ). ◄ خفیف در سفر. (اقرب الموارد). ◄ اسب سبک . (منتهی الارب ). ◄ یاری گر شتابکار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). المعوان السریع التحرک . (اقرب الموارد). ◄ (اِ صوت ) آواز ریختن شراب از شیشه ٔ صراحی . (آنندراج ). آواز شراب را گفته اند که از گلوی صراحی بیرون می آید. (برهان ). ◄ (ص ) مجازاً بمعنی کلان .
قلقل . [ ق ُ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خرم رود شهرستان تویسرکان، واقع در ٢٤ هزارگزی شمال باختر تویسرکان و ٦ هزارگزی جنوب باختر اشتران . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن ٦١٧ تن است . آب آن از دو رشته قنات و چشمه و محصول آن غلات، دیم، انگور، کتیرا، و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد و تابستان از راه سوبلق و لاشجر اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).